دومین همایش ملی کسبوکارهای خانوادگی با شعار «خانوادههای کارآفرین، پای کار ایران» در سالن همایشهای اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد. در این همایش، حسن فروزانفرد، عضو هیئتمدیره انجمن ترویج کسبوکارهای خانوادگی، با اشاره به وضعیت بنگاههای اقتصادی کشور گفت: بسیاری از کسبوکارهایی که طی سه دهه گذشته شکل گرفتهاند، امروز در مرحله انتقال نسلی قرار دارند. اتاقهای بازرگانی باید بررسی کنند چه تعداد از اعضای آنها در آستانه این جابهجایی نسلی هستند؛ چراکه اگر از این بنگاهها برای انجام صحیح انتقال نسلی حمایت نشود، دچار آسیب خواهند شد و این آسیب، در نهایت متوجه خود اتاقهای بازرگانی نیز میشود.
او افزود: نکته قابل توجه این است که بیشترین میزان پرداختی به اتاقهای بازرگانی توسط همین کسبوکارهایی انجام میشود که در مرحله انتقال نسلی قرار دارند. بنابراین، برای تداوم و بقای اتاقها، حمایت از این بنگاهها یک ضرورت جدی محسوب میشود.
فروزانفرد ادامه داد: رویکرد اتاق ایران بر انجام تحقیقات میدانی و همزمان بررسی نمونههای موفق خارجی استوار است. در همین راستا، مطالعهای در حال انجام است که شامل حدود ۴۰۰ مصاحبه با چهارصد صاحب کسبوکار خواهد بود و امیدواریم نتایج آن تا پایان سال آماده شود. همچنین بررسی تجربه اتاقهای بازرگانی در شهرهایی مانند ریاض و دهلی نیز در دستور کار قرار دارد و نتایج این مطالعات در اختیار اتاقهای بازرگانی استانها قرار خواهد گرفت. اتاق ایران باید نقش راهبری و هماهنگکننده اتاقهای استانی را در این مسیر بهدرستی ایفا کند.
خانواده؛ کلیدیترین بازیگر توسعه در ایران
در ادامه این همایش، مقصود فراستخواه، جامعهشناس، با طرح این پرسش که «سهم سرمایه خانوادگی در توانمندسازی بخش خصوصی مولد ایران و آثار توسعهای آن چیست؟» گفت: در روایت مسلط، توسعهنیافتگی ایران معمولاً با مفاهیمی مانند استبداد تاریخی، سلطه دولت، مداخله شرع حکومتی، ضعف بورژوازی و وابستگی به مسیر توضیح داده میشود. این دیدگاه که ریشه در نظریههای نهادگرایانهای همچون آثار داگلاس نورث دارد، بر نقش نهادهای رسمی، قواعد بازی و ساختار قدرت در محدود کردن شکلگیری کنشگران اقتصادی مستقل تأکید میکند. این روایت بخش مهمی از واقعیت را بیان میکند، اما تمام واقعیت را در بر نمیگیرد.
او افزود: در کنار این نگاه، روایت دیگری نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این روایت میپرسد اگر جامعه ایرانی فاقد هرگونه ظرفیت نهادی و اجتماعی بوده، چگونه توانسته است در شرایط ناپایدار، در مواجهه با تهاجمات پیدرپی، فروپاشیها و بحرانها، دوام بیاورد و حیات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را بازتولید کند؟ پاسخ این پرسش ما را به نهادهایی ریشهدار، اجتماعی و گرم میرساند؛ نهادهایی که صرفاً قراردادی و رسمی نبودهاند. یکی از مهمترین این نهادها، خانواده و خاندان است.
فراستخواه ادامه داد: خاندان در تاریخ ایران تنها یک واحد زیستی یا خانوادگی به معنای محدود امروزی نبوده، بلکه یک نهاد اجتماعی فعال و گرم محسوب میشده است. سرمایه خانوادگی صرفاً به داراییهای مادی محدود نبوده و شامل هویت، زیستنامه، خاطره، روایت، روابط عاطفی، سرمایه نمادین و شبکهای از اعتماد، پیوند و تعهدات اخلاقی و اجتماعی میشده است؛ سرمایههایی که کنش اقتصادی را امکانپذیر، پایدار و معنادار میکنند.
او با اشاره به تاریخ اصناف و پیشهها در ایران گفت: با وجود محدودیتهای سیاسی، اشکال متنوعی از سازمانیابی حرفهای و صنفی در تاریخ ایران وجود داشته است. شواهد تاریخی از دوره ساسانی تا قرون میانه اسلامی نشان میدهد که اصناف، پیشهوران، عیاران و اهل فتوت، هرچند به اندازه گیلدهای اروپایی مستقل نبودهاند، اما کاملاً فاقد نظم درونی، اخلاق حرفهای و هنجارهای صنفی نیز نبودهاند.
این جامعهشناس افزود: فتوتنامهها، آیینهای تشرف صنفی و روایتهای موجود در سفرنامههایی مانند آثار ناصر خسرو و ابنبطوطه نشان میدهد که بازار ایرانی تنها محل دادوستد اقتصادی نبوده، بلکه فضایی اجتماعی، اخلاقی و ارتباطی بهشمار میرفته است؛ جایی که حرفه، هویت، دیانت، جوانمردی و معیشت در هم تنیده بودهاند. حتی جریانهایی مانند ملامتیه که بر کار و حرفه تأکید داشتند، نوعی زهد فعال و دنیوی را ترویج میکردند؛ مفهومی که شباهتی با اخلاق پروتستانی در غرب داشت، هرچند فرصت نهادی رشد مشابهی نیافت.
فراستخواه تاکید کرد: آنچه اهمیت دارد، پیوند عمیق فعالیتهای اقتصادی و اصناف با نهاد خاندان است. بسیاری از کنشهای اقتصادی در بستر خانوادهها شکل میگرفتند. خانوادهها حامل اعتبار، حافظه تاریخی، مهارت، سرمایه و شبکههای اعتماد بودند و فعالان اقتصادی نهتنها به نام فردی، بلکه به اعتبار خاندانی خود تکیه میکردند.
او ادامه داد: اگر این الگو را در مقیاس تاریخی گستردهتری بررسی کنیم، نقش خاندانهای ایرانی در حفظ تداوم نهادی و اجتماعی کشور آشکارتر میشود. ایران در طول تاریخ بارها با تهاجمهای خارجی و بحرانهای جدی روبهرو بوده و در بسیاری از این مقاطع، این خاندانها با عقلانیتی سازگارانه و خلاق، امکان ادامه زندگی، اداره امور و بازسازی را فراهم کردهاند.
فراستخواه با اشاره به خاندانهای تأثیرگذار در تاریخ ایران گفت: خاندانهایی چون نوبخت، برمکی، بلعمی، سهل، جوینی و در دورههای بعد خاندانهایی مانند امینالضرب، فراهانی و فروغی، در مرز میان دولت و جامعه نقش واسط ایفا کردهاند و در حوزههایی مانند دیوانسالاری، حمایت از علم و فرهنگ و سرمایهگذاریهای مولد نقش مهمی داشتهاند.
او افزود: بهعنوان نمونه، خاندان جوینی در دوره مغول، با وجود شرایط دشوار، توانستند زیرساختها را حفظ کنند، کاریزها و نهرها را سامان دهند، از دانشمندان و هنرمندان حمایت کرده و فشار مالیاتی بر تولیدکنندگان را کاهش دهند. این اقدامات حاصل کنشهای فردی نبود، بلکه ریشه در سرمایههای خاندانی، شبکههای اعتماد و تعهد به ثبات اجتماعی داشت.
فراستخواه ادامه داد: در دورههای متأخر و همزمان با نزدیک شدن به عصر مشروطه، خانوادههای تجاری و صنعتی ظهور کردند که حامل نوعی تخیل کسبوکاری بودند. افرادی مانند محمدحسنخان امینالضرب، نهتنها تاجر، بلکه کنشگرانی در مرز سنت و مدرنیته بودند که به دانش و فناوریهای نوین توجه داشتند و به سرمایهگذاری مولد علاقهمند بودند.
او تاکید کرد: این کنشگران اقتصادی عمدتاً در بستر خانواده رشد کرده بودند. خانواده فضایی برای یادگیری، انتقال تجربه، شکلگیری اعتماد و پذیرش ریسک فراهم میکرد. حتی شکلگیری نهادهایی مانند مجلس وکلای تجار در آستانه مشروطه نیز ریشه در همین شبکههای خانوادگی و صنفی داشت و در نخستین مجلس، بخش قابل توجهی از نمایندگان از اصناف و گروههای حرفهای بودند.
فراستخواه گفت: از این منظر، کنش اقتصادی در ایران بیش از آنکه صرفاً قراردادی و ابزاری باشد، ماهیتی اجتماعی و ارتباطی داشته است. جامعه ایرانی بیشتر به سوی «جماعت» متمایل بوده تا «جامعه» به معنای مدرن آن؛ یعنی روابطی گرم، عاطفی و مبتنی بر تعاملات چهرهبهچهره که در کنار محدودیتها، ظرفیتهای مهمی نیز ایجاد کرده است.
او در پایان تاکید کرد: مسأله امروز، بازگشت به گذشته یا رمانتیکسازی آن نیست، بلکه شناخت و بازسازی آگاهانه سرمایههای نهادی و اجتماعی است. توسعه زمانی محقق میشود که جامعه بتواند از سرمایههای تاریخی خود بیاموزد، بدون آنکه اسیر آنها شود. در این مسیر، توجه به سرمایههای خانوادگی و نقش آنها در تقویت بخش خصوصی مولد، خلاق و مسئولیتپذیر، اهمیتی اساسی دارد.
صدور بیانیه پایانی
در اختتامیه این همایش، بیانیهای به امضای جمعی از حاضران و سخنرانان رسید. در این بیانیه تأکید شده است که در تاریخ ایران، نهاد خانواده و سرمایه خانوادگی بهعنوان سرمایهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی، نقش اساسی در تولید ثروت، آبادانی و توسعه کشور ایفا کرده و حمایت از خانواده یک مسئولیت ملی و حاکمیتی است.
در ادامه بیانیه آمده است: غفلت چند دهه اخیر از نقش خانوادههای کارآفرین در سیاستگذاری، آموزش، قانونگذاری و روایت توسعه، منجر به رکود توسعه ملی و فرسایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی شده است. جبران این وضعیت مستلزم تغییر رویکرد در سیاستگذاری و اصلاح نگاه حاکم بر توسعه در سطوح حکمرانی و فرهنگی است.
این بیانیه در پایان تصریح میکند: خانوادههای کارآفرین که در گذشته، حال و آینده پای کار ایران بودهاند، کنشگران اصلی توسعه کشور بهشمار میروند و تقویت انسجام درونی، بلوغ حکمرانی، گفتوگوی بیننسلی و حرفهایسازی، شرط اصلی اثرگذاری اجتماعی آنهاست.
بیشتر بخوانید: دو عضو هیئتنمایندگان اتاق تهران در همایش ملی کسبوکارهای خانوادگی مطرح کردند
